بسم الله
نمی دانم گذاشتن نام بر تاریخی، چه ارمغانی برای شهرم دارد...
آیا کسی می تواند حال و روز مردی را توصیف کند که به سفر رفت و برگشت و دید از خانه اش و کسانش جز خاکستری باقی نمانده است؟
آیا کسی می تواند حتی تخیل کند اصابت نزدیک به 200 موشک 9 متری را در شهری که عرض کوچه هایش در فراخ ترین جاهایش 5 متر بود ؟!!

آیا کسی می تواند حدس بزند چه بر سر مردمی آمده که 200 بار شهرشان به مدت یک تا دو ثانیه ولی با شدت 8 ریشتر لرزیده ؟!
آن روزها نوجوان 13-12 ساله ای بودم با کوهی از آرزوهای کوچک و بزرگ که هر بار زیر آوار خانه های همشهری هایم و جسم چاک چاک مردمان مظلوم شهرم تکه تکه و دفن شد !
کسی چه می داند در آن سن و سال چه حالی داشتم وقتی پدر عالم و بیمارم آن قدر بر جنازه های شرحه شرحه ی همشهری هایش که عاشق شان بود نماز میت خواند تا خودش هم روی یکی از جنازه ها افتاد؟!
دزفول برای خدا ایستاد و گرنه از دهان های گشاد مدعیان قدردانی از مجاهدت هایش در همه ی ادوار، جز شعار و حرف بی عمل چیزی عایدش نشده و نخواهد شد !
دزفول فقط برای خدا ایستاد ...و برای اطاعت امر امام بت شکن.
شاید فقط رهبر قدرشناس و حکیم و جانباز و مظلومم بداند که دزفول سپر قرآن و اسلام و امام و ایران شد.
زخم خورد و دم برنیاورد و زخم می خورد و دم برنمی آورد!
درود خدا بر شهرم،بر شهدایش،بر عالمان پاک نهادش،بر مردمان صابر و شاکرش،بر مردان و زنانش ...
چهارم خردادماه "روز دزفول"مبارک باد .
لطفا زیر مطلب قبلی نظر بگذارید...
دکتر علیرضا مخبر دزفولی...
ما را در سایت دکتر علیرضا مخبر دزفولی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 304